مدیرعامل سازمان

مدیرعامل سازمان چگونه می‌تواند تعادل خود را حفظ کند؟

مدیرعامل سازمان با داشتن ثبات اجتماعی تاثیر زیادی در موفقیت سازمان دارد اما نقش آن می‌تواند خطرناک نیز باشند.

مدیرعامل سازمان با داشتن ثبات اجتماعی تاثیر زیادی در موفقیت سازمان دارد اما نقش آن می‌تواند خطرناک نیز باشند. برای مثال تسلا، پاپ‌جانز و سی‌بی‌اس شرکت‌هایی هستند که سود زیادی از درخشش مدیرعامل خود به دست آوردند اما پس از مدتی همه آن‌ها مجبور شدند با مشکلات پرهزینه و متعددی که مدیرعامل سازمان آن‌ها به وجود آوردند روبه‌رو شوند.

همچنین بخوانید: «تغییر در سبک مدیریت با چند عادت ساده»

برای مثال شرکت اتومبیل‌سازی برقی تسلا، قبل از مدیرعامل شدن ایلان ماسک در سال ۲۰۰۸ توانسته بود حدود ۲۰۰ اتومبیل را بدون نقدینگی تحویل دهد. این شرکت حدود ۱۰ سال بعد با رهبری فوق‌العاده ایلان ماسک توانست ۵ هزار اتومبیل را در ماه تولید کند و ارزش بازار خود را از فور بالاتر ببرد. ماسک در این شرکت قدرت زیادی دارد. او  بزرگترین سهام‌دار تسلا است که وجود آن برای بقای شرکت ضروری است. توییت‌های ماسک برای گرفتن هزینه محرمانه که با آن ۲۰ میلیون دلار بدهی به کمیسیون را تسویه کرد. اما با این کار شرکت را در معرض پتانسیل بدهی بزرگتر قرار داد.

پاپاجانز‌ نیز کار خود را از یک اتاق متروک پرو لباس شعبده‌بازی که در میخانه کوچک پدرش قرار داشت شروع کرد. او در نهایت «پیتزا اِشناتر پاپاجانز‌» را به بیش از ۵ هزار شعبه گسترش داد و در حال حاضر حدود ۳۰ درصد از سهام پاپاجانز‌ را تحت کنترل خود دارد. پاپاجانز‌ به عنوان بنیان‌گذار و دید بلند‌مدتی که دارد قدرت زیادی در این شرکت دارد. اما اظهارات اِشناتر نشان می‌دهد او در یک کنفرانس کلمه‌های نژادپرستانه‌ای به کار برده است که باعث کاهش شدید فروش شرکت و قیمت سهام آن شده است.

مواردی که گفته شد میزان حساس بودن تعادل مدیرعامل سازمان برای یک شرکت را نشان می‌دهد. با وجود اینکه مدیرعامل نقش مهمی در موفقیت سازمان دارد اما گاهی‌اوقات نیز می‌تواند شرکت را در معرض خطرهای بزرگتر قراردهد. شرکت‌ها باید مدیرعامل‌هایی را که غیراخلاقی عمل می‌کنند اخراج کنند. اما در حقیقت این قدرت را ندارند که یک مدیرعامل سازمان را فقط به خاطر اینکه شرکت را در معرض خطر قرار می‌دهد اخراج کنند؛ زیرا مدیرعامل سازمان برای ایجاد ارزش باید ریسک کند. ارزش، زمانی ایجاد می‌شود که تعادل و منافع به حداکثر برسد و خطرات ریسک مدیرعامل نیز به حداقل برسد. چند روش برای حل این مسئله وجود دارد که در ادامه مقاله به آن می‌پردازیم.

۱- یک مدیر برای برگزاری جلسات هیئت‌مدیره در نظر بگیرید – مدیرعامل سازمان

ابتدا مدیران ارشد باید از مدیران مستقل که در راس سازمان فعالیت می‌کنند، پشتیبانی کنند. اگر مدیرعامل سازمان ریاست هیئت‌مدیره را برعهده دارد، باید یک مدیر رهبر دیگری در سازمان وجود داشته باشد که مستقل از مدیرعامل کار کند. به او این اختیار را بدهید که بدون اجازه و بدون حضور مدیرعامل، بتواند جلسات هیئت‌مدیره را برگزار کند. این کار از عدم برگزاری جلسات هیئت‌مدیره در صورت عدم حضور مدیرعامل جلوگیری می‌کند.

مدیرعامل سازمان

مدیرعامل سازمان

۲- جلسات اجرایی برگزار کنید

همه مدیران مستقل باید به صورت منظم در جلسه‌های اجرایی که بدون حضور مدیرعامل برگزار می‌شود شرکت کنند. این جلسات به مدیران اجرایی فرصت می‌دهد تا بدون اینکه جلسات به نبرد با مدیرعامل خشمگین تبدیل شوند، بتوانند درباره نگرانی‌های خود صحبت کنند. رام چاران، کارشناس امور اجرایی، معتقد است جلسات اجرایی مهم‌ترین نوآوری اخیر در حاکمیت شرکت‌ها است.

۳- با هدف افزایش ارزش سازمان کار کنید

از فعالیت‌های مدیرعامل سازمان خود که به منافع شرکت مربوط است حمایت کنید؛ زیرا حتی تصور کردن یک مدیرعامل موفق که اعتمادبه‌نفس کافی برای روبه‌رو شدن با چالش‌ها ندارد دشوار است. اما زمانی یک مدیرعامل به موفقیت می‌رسد ممکن است مشکلاتی را نیز ایجاد کند. در حقیقت شهرت بیش از حد گاهی‌اوقات مشکل‌ساز است. برای مثال ممکن است مدیر عامل به جای افزایش ارزش شرکت، زمان زیادی را برای ارتقای اعتبار شخصی خود صرف کند.

۴- خودشیفته نباشید

برخی مدیران خودشیفته هستند. آن‌ها معمولا بینش قانع‌کننده و جذابی برای دنبال‌کنندگان خود ایجاد می‌کنند. اما نقاط ضعفی نیز دارند. آن‌ها شنونده‌هایی بسیار ضعیفی هستند که تحمل انتقادات را ندارند و با کارمندان همدلی نمی‌کنند؛ به همین علت کارهایی را انجام می‌دهند که برای افراد غیرقابل قبول است.

مدیران عامل سازمان بیشتر از افرادی مشاوره می‌گیرند که به جای تخصص در کار، شهرت زیادی دارند؛ زیرا آن‌ها تصور می‌کنند خودشان بیشتر از متخصصان می‌دانند. بنابراین بهتر است مدیرعامل سایر شرکت‌ها را عضو هیئت‌مدیره سازمان کنید. مدیرعامل شما نیز معمولا به صحبت‌های آن‌ها به خوبی گوش می‌دهند. توجه داشته باشید مدیران عامل خودشیفته به راحتی از دیگران مشاوره نمی‌گیرند و توصیه‌های افراد را تهدیدهایی گذرا می‌دانند. در حقیقت اعتمادبه‌نفس بیش از حد آن‌ها باعث شده است آن‌ها تمایلی به مشاوره گرفتن از افراد متخصص نداشته باشند و هنگام روبه‌رو شدن با مشکلات با عصبانیت رفتار کنند. درنهایت این کار باعث می‌شود شرکت در معرض ریسک بزرگ و دادخواست قضایی خطرناک قرار بگیرد.

۵- از مدیر عملیات کمک بگیرید

مدیرعامل سازمان نباید در موقعیتی قرار بگیرد که بتواند افراد را تهدید کند که کارهای دلخواه آن‌ها را انجام دهند. ممکن است شما نیز بخواهید که مدیرعامل، سازمان را به سوی موفقیت هدایت کند، اما اجازه ندهید که شما را به کارهایی خودش می‌خواهد مجبور کند. برای مثال زمانی که سرمایه‌گذاران می‌گویند تسلا بدون ایلان ماسک وجود ندارد. این مسئله نشانه زنگ خطر است. بنابراین بهتر است یک مدیر عملیات خوب و افراد سطح C نیز داشته باشید تا در این شرایط با او مشورت کنید. شرکت تسلا مدیر عملیات ندارد، اما فیس‌بوک «شریل سندبِرگ» و گوگل «اِریک اِشمیت» را به عنوان مدیر عملیات شرکت معرفی کرده است.

در نهایت توجه داشته باشید برای انجام وظایف مدیریتی خود ممکن است مجبور شوید که نقش مدیر‌عاملی را به مدیر ارشد استراتژی تغییر دهید. حتی اگر مدیرعامل قدرت جایگزینی شما را داشته باشد، وظیفه قانونی و اخلاقی شما این است کارهایی را که برای موفقیت شرکت ضروری است انجام دهید. اگر بین خسارت‌ها و سودی که مدیرعامل شرکت ایجاد می‌کند توازن برقرار نباشد یا خسارت بیشتر باشد باید اقدام کنید. برای مثال اِشناتر اکنون مدیر‌عامل یا رئیس هیئت‌مدیره پاپا‌جانز نیست یا هیئت‌مدیره تسلا بخش کمی از این کارها را انجام دادند. با این وجود فقط ایلان ماسک مدیرعامل تسلا است. اما رئیس هیئت‌مدیره نیست.

همچنین بخوانید: «مدیریت KPI در عصر تحول دیجیتالی چگونه است؟»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *