تحول دیجیتالی

هدایت سازمان در دوران تحول دیجیتالی

امروزه هدایت سازمان‌ها در دوران تحول دیجیتالی یکی از چالش‌هایی است که مدیران با آن روبه‌رو می‌شوند.

امروزه هدایت سازمان‌ها در دوران دیجیتال یکی از چالش‌هایی است که مدیران با آن روبه‌رو می‌شوند. به تازگی نظرسنجی از مدیران عامل و مدیران ارشد انجام شده است. نتایج این نظرسنجی نشان می‌دهد که ریسک تحول دیجیتال (DT) مهم‌ترین دغدغه آن‌ها در سال ۲۰۱۹ است. علاوه بر آن حدود ۷۰ درصد طرح‌های تحول دیجیتال نیز به نتیجه نمی‌رسند. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که از ۱/۳ تریلیون دلاری که در این سال برای تحول دیجیتالی هزینه شده است، حدود ۹۰۰ میلیارد دلار هدر رفته است؛ زیرا برخی از سازمان‌ها در این شرایط موفق می‌شوند و برخی دیگر نیز شکست می‌خورند. اما چه دلیلی باعث میشود برخی تلاش‌های تحول دیجیتال موفق شوند و برخی از آن‌ها شکست بخورند؟

همچنین بخوانید: «مهارت های دیجیتال پیشرفته‌ای که مدیران منابع انسانی به آن نیاز دارند»

دلیل این مشکل این است که معمولا اکثر فناوری‌های دیجیتالی باعث افزایش بهره‌وری و مشتری‌مداری می‌شوند. اما اگر مردم طرز فکر مناسبی برای تغییر نداشته باشند و شیوه‌های فعلی سازمان نیز ناقص باشد تحول دیجیتال، این مشکلات را بیشتر می‌کند. در ادامه مطب راهکارهایی ارائه می‌کنیم که مدیران به‌وسیله آن می‌توانند سازمان‌های خود را با استفاده از روش تحول دیجیتالی هدایت کنند.

۱- قبل از سرمایه‌گذاری استراتژی‌ تجاری خود را مشخص کنید – تحول دیجیتالی

مدیران و رهبرانی که هدف اصلی آن‌ها ارتقای عملکرد سازمانی با استفاده از فناوری‌های دیجیتال است معمولا ابزار خاصی در ذهن دارند. ممکن است سازمان آن‌ها به یک استراتژی یادگیری ماشینی نیاز داشته باشد اما تحول دیجیتالی باید به‌وسیله استراتژی‌ بزرگتر تجاری هدایت شود.

برای مثال رهبران یک سازمان، استراتژی سه ساله برای خدمت به بازار تهیه کردند. در این استراتژی افراد  تصمیم گرفتند که بر سه زمینه سرعت، نوآوری و دیجیتال‌سازی تمرکز کنند. در حقیقت آن‌ها برای دوران تحول دیجیتالی به دنبال کاهش مدت زمان تدارک محصولات، افزایش سرعت ورود به بازار و بهبود استفاده از داده‌ها در زنجیره عرضه جهانی بودند.

آن‌ها پس از اینکه اهداف خود را مشخص کردند، تصمیم گرفتند که ابزارهای دیجیتالی را انتخاب کنند. برای مثال اگر سرعت عرضه به بازار را در نظر بگیرید، این مدیران از فناوری طراحی مجازی استقبال کردند. این فناوری نیز به آن‌ها کمک کرد که تا ۵۰ درصد از زمان طراحی تا نمونه‌برداری را کاهش دهند. آن‌ها به تامین‌کنندگان به منظور نصب سیستم‌های مدیریت ردیابی داده‌های بلادرنگ، با هدف افزایش بهره‌وری تولید کمک کرده‌اند و یک زیرساخت دیجیتالی به وجود آورند که اطلاعات فروشندگان و مشتریان را ادغام کرد. در حقیقت هیچ فناوری واحد وجود ندارد که سرعت یا نوآوری را به این صورت ارائه دهد. به همین علت نظرات مختلفی درباره بهترین ترکیب ابزار برای یک سازمان خاص وجود دارد.

تحول دیجیتالی

تحول دیجیتالی

۲- از افراد درون سازمان استفاده کنید

سازمان‌هایی که می‌خواهند از تحول دیجیتالی استفاده کنند معمولا برخی مشاوران را از خارج سازمان استخدام می‌کنند تا بتوانند از یک راه‌حل برای حل مشکلات مختلف استفاده کنند. در صورتی که بهترین کاری که می‌توانید برای سازمان انجام دهید استفاده از نیروهای درون سازمانی است. 

۳- از تجربه مشتریان استفاده کنید

هدف اصلی تحولات دیجیتالی افزایش رضایت مشتریان است. قبل از هر تلاشی با استفاده از داده‌های جزئی مشتریان باید یک مرحله تشخیصی انجام شود. مدیران و رهبران سازمان معمولا می‌خواهند که با اجرای یک ابزار یا برنامه واحد بتوانند رضایت مشتری را افزایش دهند. با وجود این مسائل تجربه‌ها نشان می‌دهند که  ایجاد تفاوت‌ها با مقیاس‌های کوچکتر در ابزارهای مختلف، بهترین راه برای افزایش رضایت مشتریان است. همچنین به دست آوردن اطلاعات کامل از مشتریان نیز تنها راه برای شناخت محل تغییر و چگونگی تغییر است.

۴- دلایل ترس کارکنان از جایگزینی را پیدا کنید

زمانی که کارکنان احساس کنند تحولات دیجیتالی ممکن است شغل آن‌ها را تهدید کند،‌ به صورت آگاهانه یا ناخودآگاه با تغییرات جدید مخالفت می‌کنند. آن‌ها تصور می‌کنند که اگر مشخص شود تحولات دیجیتالی تاثیر زیادی ندارد، مدیر سازمان نیز در این حوزه تلاش نمی‌کند و موقعیت شغلی آن‌ها تهدید نمی‌شود. بنابراین همه مدیران و رهبران باید بتوانند این ترس‌ها را شناسایی کنند و به کارکنان توضیح دهند که روند تحولات دیجیتالی برای آن‌ها فرصتی است که بتوانند تخصص‌ خود را متناسب با نیاز بازار ارتقا دهند.

۵- در کار از فرهنگ استارتاپ سیلیکون‌ولی استفاده کنید

استارتاپ‌های سیلیکون‌ولی معمولا با ویژگی‌هایی مانند تصمیم‌گیری سریع، نمونه‌سازی باسرعت و ساختارهای مسطح شناخته می‌شوند. روند تحول دیجیتالی معمولا نامشخص است. بنابراین تغییرات باید به موقع انجام و تنظیم شوند. در نهایت گروه‌هایی از سازمان انتخاب می‌شوند و سلسله مراتب سنتی با این روش مقابله می‌کنند. این مهارت به چابکی و نمونه‌سازی نیاز دارد که می‌تواند برجسته‌تر از ابتکارات مدیریت تغییر باشد؛‌ زیرا بسیاری از فناوری‌های دیجیتالی قابل تطبیق هستند. 

مدیران و رهبران در دوران تحول دیجیتالی باید به درستی تصمیم بگیرند که از چه برنامه‌ها و چه فروشندگانی استفاده کنند. آن‌ها باید بدانند که کدام بخش از تجارت به بهترین حالت از انتقال به فناوری جدید سود می‌برد و این انتقال‌ها چگونه باید انجام شوند. اجرای هر تصمیم برای پیشرفت به مدیریت صحیح نیاز دارد‌؛ زیرا اشتباهات به سرعت قابل تشخیص و اصلاح نیستند.

علاوه بر این موارد برخی فناوری‌های دیجیتال نیز پس از تغییر بخش قابل توجهی از تجارت به سیستم جدید منتقل می‌شوند. برای مثال سیستم محاسبات ابری که برای جمع‌آوری تقاضای مشتریان در سطح جهانی طراحی شده است زمانی می‌تواند تجزیه و تحلیل مفیدی ایجاد کند که همه فروشگاه‌های مختلف جهان نیز همان داده‌ها را جمع‌آوری کنند. این کار به جبران اختلافات در فرآیندهای سازمانی موجود در مناطق مختلف نیاز دارد. کارمندان یک کشور به صورت عمدی جزئیات روش استفاده از فناوری‌های جدید را توسعه می‌دهند احتمال دارد که از ناسازگاری‌های احتمالی آگاه نباشند.

برای مثال ۲ پژوهشگر با همکاری یکدیگر ۶ تیم عملکردی ایجاد کردند که هر کدام به کارمندان دفاتر مختلف در هنگ‌کنگ،‌ چین، انگلیس، آلمان و ایالات متحده آمریکا مجهز شده بودند. این تیم‌ها مراحل مختلف دوران تحول دیجیتالی را رهبری می‌کردند. از آن‌جایی که این تیم‌ها ساختار مسطح داشتند، می‌توانستند ایده‌هایی را ارائه دهند که و به سرعت نظرهای مدیر ارشد مالی و سهام‌داران واحد تجاری را دریافت کنند.

این مسئله باعث شد تا تیم‌ها بتوانند ایده‌های جدیدی درباره چگونگی ادغام ساختار داده‌ها، تجزیه، تحلیل و پردازش رباتیک را به بهترین حالت آزمایش کنند. از طرفی به دلیل اینکه طرح‌های جدید به‌وسیله کارمندان اداره‌های مختلف کشور و کارکردهای مختلف تایید شدند، این تیم‌ها می‌توانستند مشکلات مربوط به اجرای برنامه را پیش‌بینی کنند و پیش از اینکه سازمان فناوری‌های جدید را بپذیرد،‌ بتوانند مدیران را قانع کنند.

دوران تحول دیجیتالی برای این سازمان‌ها مفید بود؛ زیرا رهبران آن‌ها نیز از اصول خود پیروی کردند. آن‌ها پیش از آنکه بخواهند درباره ابزارهای دیجیتال و چگونگی استفاده از آن‌ها تصمیم‌گیری کنند، بر تغییر طرز فکر اعضا، فرهنگ سازمانی و فرایندها تمرکز کردند. در نهایت با توجه به تمام مواردی که گفته شد آن چیزی که اعضا درباره آینده سازمان پیش‌بینی می‌کنند باعث پیشرفت این فناوری‌ها می‌شود.

همچنین بخوانید: «ذهنیت دیجیتال؛ یکی از ویژگی‌های مدیران برتر»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *