تفاوت میان گزارش‌گیری ساده و تحلیل داده‌های فروش در یک داشبورد مدیریتی.

چرا بعضی کسب و کار ها می توانند فروششان را تحلیل کنند و بعضی دیگر نمی توانند؟

در بسیاری از کسب و کارها که مخاطبان بازار براساس شاخص های مشخصی گروه بندی شده اند و فرآیندهای خرید بر اساس رفتار گروه های مختلف تفکیک شده یا بر اساس گروه های محصول و بازارهای خاص دسته بندی هایی صورت گرفته است، در صورت ثبت دقیق اطلاعات در فرآیند بازاریابی و فروش، گزارش های تحلیلی کارآمدی را می توانند در اختیار داشته باشند. در غیر اینصورت تحلیل های چندان مفیدی برای تصمیم گیری در خصوص نحوه رشد آن کسب و کار وجود نخواهد داشت.

 

گزارش فروش در مقابل تحلیل فروش

گزارش فروش معمولاً به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد:

  • چه چیزی فروخته شده است؟
  • به چه مشتریانی فروخته شده است؟
  • تعداد و مبلغ فروش چقدر بوده است؟
  • میزان تخفیف چقدر بوده است؟

این گزارش‌ها ارزشمندند، اما بیشتر گذشته را توصیف می‌کنند. تحلیل فروش یک مرحله عمیق‌تر است و تلاش می‌کند علت نتایج را مشخص کند. تحلیل فروش باید نشان دهد چرا مشتری خرید کرده، چرا مشتری بالقوه خرید نکرده، کدام فعالیت فروش یا کمپین بازاریابی مؤثر بوده و در کدام بازار یا منطقه ظرفیت رشد وجود دارد.

برای مثال، گزارش مالی ممکن است نشان دهد فروش یک محصول در منطقه‌ای کاهش یافته است؛ اما به‌تنهایی نمی‌تواند مشخص کند دلیل این کاهش قیمت، فعالیت رقبا، معرفی ضعیف محصول، عملکرد کارشناس فروش یا تغییر نیاز مشتریان بوده است.

 

موارد لازم جهت تحلیل پذیر شدن فروش کدامند؟

۱. برخورداری از حداقل‌های بازاریابی و تعریف اهداف فروش

پیش از تحلیل فروش باید مشخص باشد کسب‌وکار به چه بازارهایی خدمت می‌کند، مشتریان هدف چه گروه‌هایی هستند و برای هر گروه چه هدفی در نظر گرفته شده است. هدف فروش باید تا حد امکان بر اساس محصول، بازار، منطقه و نوع مشتری تعریف شود.

 

۲. سیستم‌سازی فروش برای بازارهای هدف مختلف

فرآیند فروش نباید فقط به تجربه افراد وابسته باشد. مراحل جذب مشتری، پیگیری، ارائه پیشنهاد، مذاکره و نهایی‌کردن فروش باید به شکل مشخص طراحی شوند. این سیستم‌سازی باعث می‌شود عملکرد مراحل مختلف با یکدیگر مقایسه شود.

 

۳. طراحی فرم‌ها و الگوهای ثبت داده

اطلاعات مهم باید از ابتدا در فرم‌ها و الگوهای استاندارد ثبت شوند. ثبت آزاد و پراکنده اطلاعات، امکان مقایسه و گزارش‌گیری دقیق را کاهش می‌دهد. داده‌هایی مانند منبع آشنایی مشتری، نیاز مشتری، نتیجه تماس، علت عدم خرید و مرحله فعلی فرصت فروش باید ساختار مشخص داشته باشند.

 

۴. استفاده از نرم‌افزار دقیق برای ثبت و مدیریت داده‌ها

استفاده از نرم‌افزار مالی برای ثبت فاکتور ضروری است، اما برای تحلیل کامل فروش کافی نیست. نرم‌افزار CRM می‌تواند اطلاعات مشتریان، سرنخ‌ها، فرصت‌های فروش، فعالیت‌های کارشناسان، پیگیری‌ها و نتایج هر مرحله از فرآیند فروش را در یک سیستم ثبت کند.

 

۵. مدیریت ثبت دقیق داده‌های تعامل با مشتری

حتی بهترین نرم‌افزار نیز بدون داده‌های درست، گزارش قابل اعتمادی تولید نمی‌کند. تماس‌ها، جلسات، ویزیت‌ها، درخواست‌های مشتری، دغدغه‌های مطرح‌شده و نتیجه هر پیگیری باید به‌صورت منظم ثبت شوند.

 

۶. طراحی گزارش‌های تحلیلی فروش و عملیات فروش

گزارش‌ها باید برای پاسخ‌دادن به پرسش‌های مدیریتی طراحی شوند؛ نه اینکه فقط مجموعه‌ای از اعداد باشند. مدیر باید بتواند بفهمد کدام بازار رشد کرده، کدام محصول کم‌فروش شده، کدام فعالیت بیشترین تبدیل را داشته و علت فاصله با هدف فروش چه بوده است.

 

با یک مثال می توان این موضوع را شفاف کرد:

فرض کنید یک تولید کننده مواد غذایی پس از گذشت شش ماه از سال می خواهد فروش خود را مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد و تنها داده های مدیر آن کسب و کار فاکتورهای ثبت شده در نرم افزار مالی است. در این فاکتورها نام و مشخصاتی نظیر تلفن و آدرس مشتریان ثبت شده و محصولات فروخته شده به صورت تعدادی و ریالی در سطرهای فاکتور ثبت و مبلغ نهایی فاکتور و تخفیفات و … نیز مشخص است.

 

چه گزارشاتی می توان از این فاکتورهای ثبت شده در نرم افزار حسابداری بدست آورد؟

1- مجموع فروش تعدادی یا ریالی در بازه های زمانی مختلف مثلا فروش تعدادی یا ریالی کل محصولات به صورت ماهانه

2- مقایسه روند فروش محصول مثلا به صورت ماهانه و حتی مقایسه با سال های قبل

3- مجموع فروش تعدادی یا ریالی به ازای مشتریان و مرتب کردن مشتریان از بیشترین خرید به کمترین خرید

گزارشات میزان ریالی تخفیفات و … نیز قابل استخراج است .

 

با داشتن گزارشات آیا می توان برای فروش برنامه ریزی کرد؟

بله ، اما نکته اینجاست که آیا این برنامه ریزی از دقت و اثربخشی بالایی برخوردار خواهد بود ؟ با احتمال بسیار بالایی خیر.

به نظر شما اگر مشتریان در گروه های مختلف دسته بندی شده بودند مثلا موضوع آدرس به جای متنی که لزوما با الگوی شفافی ثبت نشده است با داده های دقیق استان و شهر و منطقه ثبت شود و مناطق فروش مشخص گردد.

مشتریان در گروه های پخش کننده، عمده فروش، فروشگاه های زنجیره ای و سوپرمارکت و … تقسیم بندی شده باشند.

برای هر کدام از این گروه های مشتریان اهداف و پیش بینی های فروش تعریف شده باشد و در مناطق نیز مشخص گردد که انتظار ما از فروش با توجه به داده های بازار چقدر است.

مثلا هدف فروشی معادل 10 میلیارد تومان در سوپرمارکت های منطقه 3 تهران در هر ماه . این درست است که این هدف را می توان بر اساس همان داده های حسابداری نیز تعریف کرد اما آیا قابل پایش مستمر و برنامه ریزی دقیق است ؟ خیر.

برای تحت کنترل داشتن این هدف داده های بازاریابی، کمپین های اجرا شده در آن منطقه و بازار هدف مشخص، کارشناسان فروش و ویزیتور ها، فعالیت ها و اقدامات بازاریابی و فروشی که انجام داده اند حتی تعداد دفعات مراجعه، اینکه با چه اشخاصی از مشتریان صحبت کرده اند، اینکه چه نکات و دغدغه هایی توسط ایشان مطرح شده است، کدام محصولات در آن منطقه پرفروش تر بوده کدامیک کمتر و دلیل آن چیست؟ آیا ضعف از معرفی محصول است؟ آیا رقبا فعالیت بهتری انجام داده اند؟ و بسیاری موارد دیگر فقط با یک سیستم سازی دقیق و گزارشات حرفه ای قابل کنترل و توسعه خواهد بود.

به همین دلیل است که بسیاری از صاحبان کسب و کار بر حسب تجربه و گزارشات کلی و محدود، اهدافی را برای فروش تعریف می کنند اما پس از اتمام دوره هدف گذاری صرفا یک سری گزارشات کلی از میزان فروش دارند و ریشه های آن همچنان پنهان است.

موضوعی که در اینجا برای آن کسب و کار بسیار خطرناک بوده و ریسک آن را بالا می برد اینست که علل رسیدن یا نرسیدن به اهداف فروش حول محور صحبت ها و تحلیل های شخصی اعضای تیم فروش و موارد پر تکراری از این قبیل که قیمت ها بالاست، شرایط فروش مناسب نیست و … مطرح می شود و صاحبان کسب و کار در بسیاری موارد در چنین شرایطی گمراه شده و تصمیماتی مخرب گرفته و آینده کسب و کار خود را به خطر می اندازند.

 

تحلیل‌پذیری واقعی فروش یعنی چه؟

تحلیل پذیری فروش صرفا به این معنا نیست که یک سری گزارش تعدادی و ریالی از فروش داشته باشیم مهمترین موضوع این است که با چه اقداماتی می توان روی فروش تأثیر گذاشت و آن را تحت کنترل قرار داد که این موضوع به تلفیقی از گزارشات بازاریابی، کمپین ها، عملیات فروش، تحلیل فروش به ازای بازارهای هدف، مناطق فروش، تیم ها و کارشناسان فروش، گروه های محصول، سبدهای محصولی که عمدتا با هم به فروش می رسند و … نیاز دارد.

در بسیاری از کسب و کارها فقط داده های مشتریانی که خرید کرده اند ثبت می شود بسیاری از درخواست ها و مشتریان بالقوه که به خرید منجر نشده است ثبت نشده و علل عدم خرید مشتریان مورد نظر نیز مشخص نیست

به نظر شما آیا با چنین سبکی از مدیریت فروش قادر خواهید بود سهم از بازار را بیشتر کنید و سودآوری کسب و کار خود را افزایش دهید؟

 

خلأ مهم داده‌ای در کسب‌وکارها

یکی از مشکلات رایج این است که کسب‌وکار فقط اطلاعات مشتریانی را ثبت می‌کند که خرید کرده‌اند. در نتیجه، اطلاعات مشتریان بالقوه، درخواست‌ها، فرصت‌های فروش ناموفق، دلایل نخریدن مشتری و فعالیت‌های انجام‌شده پیش از شکست فروش از بین می‌رود یا اصلاً ثبت نمی‌شود.

ثبت این اطلاعات اهمیت زیادی دارد؛ زیرا فروش ناموفق نیز می‌تواند منبع یادگیری باشد. اگر بدانیم مشتریان در چه مرحله‌ای و به چه دلیل از خرید منصرف شده‌اند، می‌توانیم فرآیند فروش، محصول، قیمت‌گذاری یا روش پیگیری را اصلاح کنیم.

 

نقش CRM در تحلیل فروش

CRM فقط ابزاری برای ذخیره شماره تلفن مشتریان نیست. یک CRM مناسب باید به کسب‌وکار کمک کند مسیر ارتباط با مشتری را از اولین تماس تا خرید یا عدم خرید ثبت کند. اطلاعات سرنخ‌ها، فرصت‌های فروش، فعالیت‌های کارشناسان، مراحل قیف فروش و دلایل شکست باید در سیستم قابل مشاهده و تحلیل باشند.

در این مسیر، مدیریت فرصت‌های فروش و ثبت فعالیت‌های فروش اهمیت ویژه‌ای دارد. این دو موضوع به کسب‌وکار کمک می‌کنند بفهمد کدام مشتریان در مسیر خرید قرار دارند و چه اقداماتی برای تبدیل آن‌ها انجام شده است.

 

جمع‌بندی

برای رشد فروش، داشتن اعداد فروش کافی نیست. گزارش‌های مالی نشان می‌دهند چه اتفاقی افتاده است؛ اما تحلیل فروش باید توضیح دهد چرا آن اتفاق افتاده و چگونه می‌توان نتیجه را تکرار یا اصلاح کرد.

کسب‌وکارهای تحلیل‌پذیر، اطلاعات بازاریابی، فروش، مشتریان بالفعل و بالقوه، فعالیت‌های تیم فروش، بازارهای هدف، محصولات و علل موفقیت یا شکست را دقیق ثبت می‌کنند. سپس این داده‌ها را در قالب گزارش‌های مدیریتی به بینش قابل استفاده تبدیل می‌کنند.

اگر کسب‌وکار شما فقط می‌داند چقدر فروخته است، هنوز در مرحله گزارش‌گیری قرار دارد. گام بعدی این است که بتوانید علت نتایج فروش را بفهمید و بر اساس داده تصمیم بگیرید. تیم پایا کسب می‌تواند در مسیر سیستم‌سازی فروش، ثبت داده‌ها و طراحی گزارش‌های تحلیلی به شما مشاوره دهد.

ChatGPT Image Jul 29, 2026, 04_07_31 PM

پیشنهاد ارزش چیست و چگونه شکل می گیرد؟

مشتریان ارزش را از شما می خرند،نه محصول یا خدماتتان را، اگر مسئله، دغدغه یا مشکلی را از ایشان رفع کنید می توانید بگویید برایشان کاری کرده اید نه اینکه فقط یک محصول فیزیکال یا دیجیتال یا یک خدمت مشخصی را ارائه دهید بدون اینکه بدانید و اقعا چه دردی از مشتری را دوا می کند. مخاطبان بازار محصولاتی بدون پیشنهاد ارزش شفاف و مشخص را هم ممکن است خریداری کنند اما اولا احتمال خرید مجدد بسیار کم است ثانیا شما را به دیگران معرفی نخواهند کرد چون این شمایید که باید تعریف ذهنی مشتری از خودتان را ایجاد کنید تا او بتواند آن را برای دیگران بازگو کند.

در واقع اولین راوی داستان شما، فقط خودتان هستید اگر خوب روایت کنید باقی ماجرا را به مشتریان بسپارید که به زیبایی هر چه تمام تر داستان شما را ، اگر ارزشمند باشد، برای همه بازگو میکنند.

بگذارید اول با هم بررسی کنیم که

ارزش چیست؟

واژه‌ی ارزش (Value) کاربردهای بسیاری دارد که یک چیز در همه این کاربردها مشترک است که ما آن را ارزیدن یا به نوعی برابری تعبیر می کنیم. ارزش معمولا در تبادل معنی پیدا می کند که این تبادل لزوما اقلام و مواد فیزکی نیست ممکن است مهر و محبت باشد یا هر تعریف فیزیکی، انسانی یا اجتماعی دیگری. وقتی می گوییم چیزی می ارزد یا ارزشمند است یعنی حاضریم بابت بدست آوردن آن چیز دیگری را از دست بدهیم. مثلا در مورد صداقت :

فرض کنید مقداری طلا روی زمین پیدا کرده ایم، اگر صداقت برایمان ارزش باشد و از ما بپرسند این طلا را از کجا کسب کرده اید یا باید بگوییم با کار و تلاش بدست آورده ایم یا باید بگوییم که آن را پیدا کرده ایم و اخلاق اجتماعی حکم می کند که به صاحب آن بازگردانیم لذا آن طلا را از دست می دهیم اما چه به دست می آوریم؟ حس آرامش و آسودگی وجدان حاصل از صداقت و همچنین حس خوب یک انسان درستکار بودن.

در فعالیت اقتصادی هم همین گونه است اما عموما در قبال یک ارزش، پول تبادل می شود.

سوال اینجاست آیا تعریف ارزش در کسب و کار، اگر یک طرف آن پول است طرف دیگرش هم لزوما باید کالا یا خدمت باشد؟

پاسخ کلیدی و مهم به این سوال اینست : خیر

آن کالا یا خدمت ابزاریست برای تبادل ارزش‌های انسانی و انتهای ماجرا به موضوعاتی مثل حس خوب، ظاهر خوب، آرامش، راحتی، سرافرازی، اعتبار و … ختم می شود. نکته مهم اینجاست که در بسیاری از کسب و کارها این نگرش به درستی ایجاد نشده و ما فکر می کنیم ارزش، فیزیک، ماده، و ویژگی های محصول یا خدمتی است که ارائه می دهیم و همین باعث می شود از هزاران کسب و کار تعداد بسیار اندکی تبدیل به برند می شوند، در واقع همانهایی که عمیقا این موضوع را درک کرده اند تبدیل به برندهای معتبر جهانی می شوند.

چگونه در کسب و کار خود به دنبال تعریف یا بازتعریف پیشنهاد ارزش برویم؟

باید پاسخ به این سوال را پیدا کنیم :

محصول یا خدمتی که ارائه می دهیم به حل مشکل یا دغدغه مخاطبمان چه کمکی می کند؟ یا چه تأثیری بر روی زندگی او می گذارد؟

با چند مثال سعی می کنیم موضوع را شفاف کنیم :

ارزش لباس

آیا یک لباس ارزشمند صرفا لباسی است که قیمت بالایی دارد؟ آیا صرفا بدن فرد را می پوشاند؟ عمیقا قرار است چه تأثیری بر زندگی آن فرد بگذارد؟

آیا غیر از این است که در تصویر افراد جامعه و اطرافیان آن فرد نسبت به او تأثیر بسزایی دارد؟ ممکن است حتی گرانقیمت هم نباشد اما آن فرد را فردی خوش پوش، با سلیقه و موقر به به دیگران معرفی کند. یا حتی بر عکس بسیار گرانقیمت باشد اما سلیقه و مهارت فرد را در پوشش مناسب زیر سوال ببرد. پس می بینیم که تعریف ارزش لزوما به متریال، ضخامت، استاندارد یا هر چیز دیگری نیست، البته که کلیه این موارد مهم اند اما اصل موضوع نیستند.

ارزش خودرو

آیا یک خودروی سوپر اسپرت تأثیرش در زندگی یک فرد صرفا اینست که وی را با سرعت بیشتری از جایی به جای دیگر منتقل کند؟

یا شاید اگر دقیق تر نگاه کنیم حس برتری، قدرت و تمایزی که به فرد می دهد او را وادار می کند که بابت آن بهای بسیار زیادی پرداخت کند. این بها صرفا پول نیست حتی ممکن است فرد مجبور باشد چند سال صبر کند تا آن خودرو را برای او بسازند.

نکته قابل تأمل دیگر اینست که همان خودرو هم برای او کافی نیست، مهمتر از آن در پروسه خرید خودرو انتظار دارد که با وی تحت شرایط خاص، در محیطی متمایز و مثلا مثل شاهزاده ها برخورد کنند. حتی می توان گفت این موضوع از خود خودرو مهمتر است.

ارزش رستوران

مثالی ساده تر، وقتی شما از بین چند رستوران که در سطح مشخصی از کیفیت محصول و خدمات هستند یکی را انتخاب کرده و فردی را که برایتان بسیار مهم است به آن رستوران دعوت می کنید. آیا در لحظه سفارش دغدغه شما جزئیات قیمت منوی رستوران است؟ آیا متریال میز برایتان خیلی مهم است؟ آیا درجه کیفی برنج یا نحوه تهیه و قیمت گوشت خریداری شده توسط رستوران برایتان مهم است؟

اگر چه تمامی این موارد اثر گذارند اما باز هم تأکید می کنیم که اصل موضوع نیستند اگر آن رستوران بتواند کاری کند که شما حس یک میزبانی خوب و درخور را از میهمانتان دریافت کنید، کار تمام است شاید گوشت استفاده شده در غذا لزوما با کیفیت ترین گوشت نباشد، شاید چوبی که در میز به کار رفته است از برندی معروف یا چوب کمیابی نباشد اما میهمان شما از بودن با شما در آن فضا لذت ببرد. اگر همه شرایط فیزیکی و مواد غذایی را ایده آل در نظر بگیرید اما موقع دریافت سفارش با میهمان شما با تحقیر یا توهین برخورد شود آیا باز هم ارزشی به شما ارائه شده است؟ خیر

تمام ماجرا اینست که هر آنچه که در ارائه یک محصول یا خدمت از ویژگی، خواص، کارکردها و استانداردها تعریف میکنیم قرار است اثری را روی احساس و افکار فرد مورد نظر در زندگی فردی یا اجتماعی اش بگذارد و مهم است که در ذهن فرد مورد نظر این اثر و حس مطلوب مربوط به آن دریافت شود. در غیر اینصورت گویی که هیچ کاری انجام نداده ایم.

 

نکات کلیدی در ساخت Value Proposition

  • حل مشکل، نه ویژگی‌ها: مشتری به ویژگی فنی اهمیتی نمی‌دهد؛ او به نتیجه‌ای اهمیت می‌دهد که ویژگی‌های محصول شما برایش به ارمغان می‌آورند.
  • ارتباط با سفر مشتری: پیشنهاد ارزش باید در تمام مراحل سفر مشتری (از آشنایی تا خرید و پشتیبانی) به صورت یکپارچه لمس شود.
  • صداقت و شفافیت: هرگز در پیشنهاد ارزش خود اغراق نکنید؛ وعده‌ای که به مشتری می‌دهید باید دقیقاً همان چیزی باشد که در تجربه نهایی دریافت می‌کند.

 

در کسب و کارتان با تعریف درست مسیر سفر مشتری به خلق تجربه های ارزشمند برای وی بپردازید و محصول و خدماتتان را جزئی از این مسیر بدانید نه کل آن .

تنها در این حالت است که می توانید بگوید به ارائه پیشنهاد ارزش به مشتری نزدیک شده اید.

جمع‌بندی

پیشنهاد ارزش، استراتژی بازاریابی شماست. با شفاف‌سازی نحوه حل مشکلات مشتری و تکیه بر مزیت‌های رقابتی منحصربه‌فرد، می‌توانید جایگاه خود را در ذهن بازار تثبیت کنید. به یاد داشته باشید که این ارزش باید در تمام نقاط تماس مشتری با برندتان، از جمله سیستم‌های مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)، به دقت پایش و مدیریت شود. تعریف شما از پیشنهاد ارزش چیست؟ لطفا تجربیات و نظرات ارزشمندتان را با ما به اشتراک بگذارید.

CRM Roadmap for Iranian Companies

راهنمای ساده و کاربردی به منظور پیاده‌سازی CRM در شرکت‌های ایرانی

در بسیاری از شرکت‌های ایرانی، هنوز فروش و ارتباط با مشتریان به صورت سنتی و شخص‌محور انجام می‌شود. اما با افزایش رقابت و نیاز به تحلیل دقیق‌تر داده‌ها، استفاده از سیستم مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) به یک ضرورت تبدیل شده است.

اگر شما هم در فکر راه‌اندازی CRM برای کسب‌وکارتان هستید اما نمی‌دانید از کجا شروع کنید، این مقاله دقیقاً برای شماست.

در ایران :

  • کسب‌وکارها به شدت نیاز به نظم در پیگیری مشتریان دارند؛
  • بازار رقابتی‌تر شده؛
  • و مدیران نیاز به گزارش دقیق و سریع دارند.

CRM همه این نیازها را پاسخ می‌دهد، به شرطی که درست پیاده‌سازی شود.

 

مراحل پیاده‌سازی CRM در شرکت‌های ایرانی

 

  • شناخت نیازهای خاص کسب‌وکار

قبل از خرید نرم‌افزار، دقیقاً بررسی کنید چه مشکلاتی دارید. مثلاً:

  • فراموشی پیگیری مشتری
  • عدم دسترسی به آمار فروش
  • وابستگی به یک یا دو فروشنده خاص

 پیشنهاد مطالعه: ۵ نشانه که وقت سیستم‌سازی فروش فرا رسیده

  • طراحی فرآیندهای فروش، بازاریابی و خدمات

یکی از اشتباهات رایج در ایران این است که شرکت‌ها مستقیم نرم‌افزار را نصب می‌کنند بدون اینکه فرآیند مشخصی داشته باشند.

فرآیند یعنی:

  • سرنخ چطور ثبت شود؟
  • چه کسی پیگیری کند؟
  • مشتری چگونه از فرصت به قرارداد برسد؟

و بسیاری موارد دیگر که در مورد ارتباط فرآیندها با هم ، تعریف دقیق نقش افراد در هر یک از فرآیندها و نقاط تلاقی و ارتباط نقش ها، نقاط کنترل و تأیید و … بسیار مهم است.

ما در پایا کسب در بخش خدمات تحلیل کسب وکار و سیستم سازی فروش به شما کمک می‌کنیم این مسیر را ساده و استاندارد طراحی کنید.

  • انتخاب نرم‌افزار مناسب مثل Microsoft Dynamics 365 یا Zoho یا

در ایران، نرم‌افزارهایی مثل Microsoft Dynamics 365 به دلیل انعطاف‌پذیری و قابلیت‌های پیشرفته، انتخاب خوبی هستند. اما باید بررسی شود که آیا نیاز شما را پاسخ می‌دهند یا خیر. طراحی و قابلیت های نرم افزارهای CRM متفاوت بوده و هر نرم افزاری لزوما مناسب هر کسب وکاری نیست. بهتر است بعد از مشخص شدن دقیق نیازها، فرآیندها و اهداف توسعه کسب و کار به سراغ انتخاب نرم افزار CRM بروید.

  • سفارشی سازی  نرم افزار CRM براساس سیستم فروش طراحی شده

یکی از مهمترین مراحل استقرار CRM در کسب و کارها و خروجی موفق سیستم سازی فروش، پیاده سازی فرآیندها، گردش کارها، فرم های جمع آوری داده ها و طراحی گزارشات در نرم افزار CRM متناسب با نیازهای خاص هر سازمان است که تعیین کننده موفقیت یا عدم موفقیت پروژه راه اندازی CRM در کسب کار شماست.

اگر این مرحله به خوبی انجام نشود با مقاومت شدید کارکنان مواجه خواهید شد، همچنین پیچیدگی های زیاد و خطاهای گزارشات شما را با چالش های بسیاری مواجه خواهد کرد.

فقط انتخاب نرم افزار مهم نیست، طراحی صحیح سیستم فروش و  مدیریت استقرار و بهینه سازی استفاده از قابلیت های نرم افزار  عوامل تعیین کننده در موفقیت پروژه های CRM هستند.

در صورتی که انتخاب شما نرم افزار   Microsoft Dynamics 365 باشد ما در تیم پایا کسب با راهکارها و ماژول های پایه و حرفه ای در کنارتان هستیم.

  • آموزش تیم فروش و کارکنان

حتی بهترین نرم‌افزار هم بدون آموزش، بلااستفاده است. برای موفقیت پروژه راه اندازی CRM:

  • آموزش ها را بصورت  مرحله‌به‌مرحله به کارکنان ارائه کنید.
  • مزایای استفاده  از  CRM را  هم در رشد فروش شرکت و هم تسهیل شدن و حرفه ای تر شدن کارها و نقش آن ها  به صورت کاملا  شفاف بیان کنید.
  • از تیم بازخورد بگیرید و تلاش کنید مشارکت اعضای تیم را در بهبود سیستم جلب کنید.
  • آموزش کاربری نرم افزار CRM را به طور دقیق با بیان منطق و اهمیت وارد کردن صحیح اطلاعات برای اعضای تیمتان برگزار کنید.
  • تحلیل داده‌ها و تصمیم‌گیری

CRM فقط ثبت نیست، یک ابزار تحلیلی است:

  • کدام محصول بیشتر فروش دارد؟
  • کدام مشتری‌ها سودآورتر هستند؟
  • فروشنده‌ها چطور عمل می‌کنند؟

 بخوانید: آشنایی با Power BI و هوش تجاری در کسب‌وکارها 

 اشتباهات رایج در پیاده‌سازی CRM در ایران

  • خرید و نصب نرم‌افزار بدون سیستم سازی فروش، بدون فرهنگ سازی و بدون دانش لازم
  • نبود فرآیندهای مشخص و نگاه به CRM به عنوان دفترچه تلفن
  • عدم اختصاص زمان و انرژی لازم جهت جلب مشارکت و همکاری کارکنان از طریق آموزش و همکاری تیمی
  • انتظار معجزه و نتایج سریع بدون اصلاحات ساختاری
  • کنار گذاشتن داشبوردها و تحلیل های مفید به دلیل عادت مدیران به تصمیم گیری شهودی و بعضا ضعف دانش تحلیل و تصمیم گیری داده محور

 پیشنهاد پایا کسب برای پیاده‌سازی CRM در کسب و کار شما  

ما در پایا کسب، با تجربه‌ ای عمیق در تحلیل کسب‌وکار و پیاده‌سازی Microsoft Dynamics CRM،

شما را از مرحله تحلیل، تا طراحی و سیستم سازی، سپس سفارشی سازی و استقرار، آموزش و تحلیل گزارش‌ها همراهی می‌کنیم.

 

راهکار ما = فناوری + سیستم سازی + آموزش

 برای مشاوره رایگان همین حالا با ما تماس بگیرید

5 Sings

۵ نشانه که زمان سیستم‌سازی فروش در کسب و کار شما فرا رسیده است

در بسیاری از شرکت‌ها، فروش به شکل سنتی و بدون ساختار مدیریت می شود که دیر یا زود با چالش‌هایی جدی مواجه خواهد بود. اگر احساس می‌کنید فروش شرکتتان مثل قبل نتیجه نمی‌دهد یا رشد کسب‌وکار دچار توقف شده، احتمالاً زمان آن رسیده که سیستم فروش خود را بازنگری کرده و به سراغ سیستم‌سازی فروش بروید. در این مقاله، در ابتدا سیستم سازی فروش را تعریف کرده و ۵ نشانه کلیدی را بررسی می‌کنیم که نشان می‌دهد وقت سیستم‌سازی فروش در کسب و کار شما فرا رسیده است.

 سیستم سازی فروش چیست؟

در تعداد بسیاری از کسب و کارها، فروش وابسته به افراد و تجربه آن ها بوده و این فروشنده ها هستن که با روش های خاص خودشان با مشتری ارتباط گرفته و فروش را نهایی می کنند. اما سوالات بسیار مهمی در این مدل مدیریت واحد فروش قابل بررسی است:

  1. اگر یک یا چند نفر از فروشنده ها به طور موقت یا دائم حضور نداشته باشند، تکلیف چیست؟
  2. اگر بخواهید یک تیم فروش بزرگ تشکیل بدهیم چه ؟
  3. اگر به دنبال فروش چند برابری باشید چطور می خواهید به این هدف برسید؟

در اینجاست که تنها راه حل سیستم سازی فروش است.

چگونه فروش را سیستم سازی کنیم؟

اگر می خواهید سیستم سازی را در فروش انجام دهید می بایست:

کلیه کارهایی که از پیدا کردن مشتریان تا بستن قرارداد، تحویل محصولات و خدمات، خدمات پس از فروش و … انجام می دهید را به صورت فرآیند محور تعریف کنید به طوری که تمامی فعالیت ها و نقش ها تعریف شده، قابل تکرار با سطح کیفی مشخص و قابل اندازه گیری باشند.

در این مدل مدیریت فروش، شما وابسته به فرد نخواهید بود و مشتری در کنار تجربه تعامل با کارکنان شما، بخش عمده تجربه خود از تعامل با کسب و کار شما را از سیستمی که با آن مواجه است دریافت می کند.

نرم افزار CRM در اینجا به عنوان یک ابزار قدرتمند به شما کمک می کند که سیستمی که طراحی کردید را با سرعت ، صحت و دقت بسیار بیشتری پیش برده، خطا پذیری فعالیت ها را کاهش داده و قابلیت بسیار مهم تحلیل داده های کسب و کارتان و تصمیم گیری براساس آن را در اختیار داشته باشید.

5 نشانه که سیستم سازی فروش برای کسب و کارتان ضروری است

۱. وابستگی شدید به یک یا دو فروشنده کلیدی

اگر بیشتر فروش شرکت شما روی دوش یک یا دو نفر باشد و با نبود آن‌ها روند فروش مختل شود، این یک زنگ خطر است. سیستم‌سازی فروش باعث می‌شود فرآیند فروش مستقل از افراد باشد و با حضور یا عدم حضور هر فرد، همچنان کارایی حفظ شود.

۲. نبود شفافیت در وضعیت سرنخ‌ها و مشتریان

اگر نمی‌دانید چند سرنخ دارید، در چه مرحله‌ای هستند یا چه کسانی نیاز به پیگیری دارند، یعنی فرآیند فروش شما ساختار ندارد. با  سیستم سازی در فروش و بهره گیری  از سیستم CRM، می‌توانید جریان فروش را به‌صورت دقیق مشاهده، مدیریت و تحلیل کنید.

۳. دوباره‌کاری، فراموشی یا تداخل در کار تیم فروش

وقتی اعضای تیم فروش اطلاعات را در اکسل‌های مختلف، واتساپ یا ایمیل های پراکنده ثبت می‌کنند، بخشی را در ذهن خود و بخش زیادی را در دفترهای یادداشت ذخیره می کنند،  احتمال خطا، از دست رفتن اطلاعات،  یا حتی از دست رفتن مشتری ها بالا می‌رود. سیستم‌سازی با ایجاد یک پایگاه داده متمرکز، این مشکلات را برطرف می‌کند.

۴. نبود گزارش‌های دقیق و تحلیلی برای تصمیم‌گیری

اگر برای برنامه‌ریزی فروش، رشد بازار یا ارزیابی عملکرد فروشندگان، به حدس و گمان یا اطلاعات ناقص متکی هستید، سیستم سازی به جهت فرآیند محور نمودن فروش و تعریف شاخص های ارزیابی عملکرد فروش و جمع آوری داده های قابل اطمینان از فرآیند فروش و نتایج آن، به شما کمک می کند گزارشات دقیقی را ایجاد کنید. برای ساده تر شدن و  سرعت بیشتر و ساختن گزارش های تحلیلی بسیار حرفه ای می توانید ابزارهای تحلیلی مثل Power BI را به فروش متصل کنید و آگاهی بسیار بیشتر و ریسک کمتر تصمیم بگیرید.

۵. کند بودن رشد فروش با وجود تلاش زیاد

شاید تیم فروش شما پرتلاش باشد، اما خروجی متناسبی نمی‌گیرید. این معمولاً ناشی از نداشتن ساختار، فرآیند مشخص، پیگیری اصولی و تحلیل دقیق است. سیستم‌سازی کمک می‌کند انرژی فروشندگان به سمت نتیجه بهتر هدایت شود.

زمان آن رسیده که سیستم سازی را در فروش جدی بگیرید

اگر حتی با یکی از این پنج نشانه مواجه هستید، همین حالا زمان مناسبی برای حرکت به سمت سیستم‌سازی فروش با کمک پایا کسب است. ما با ترکیب تجربه عملی، تحلیل کسب‌وکار و استقرار هوشمند CRM، به شما کمک می‌کنیم تا فروش را از یک عملکرد وابسته و پراکنده، به یک سیستم پایدار و مقیاس‌پذیر تبدیل کنید.

 

اگر می خواهید سیستم سازی حرفه ای در فروش را آغاز کنید با تیم مشاوره کسب و کار پایا تماس بگیرید

whatIsSales12

فروش چیست؟  

بینشی عمیق از فروش

فروش (Sales) یا فروختن مجموعه فعالیت هاییست که در جهت معرفی، ارزیابی، انتخاب و تحویل یک کالا یا خدمت به متقاضی انجام می شود.

 این تعریف بحث چگونگی را مطرح می کند حال آنکه ما در ابتدای کار می خواهیم به چرایی بپردازیم. فروش به نوعی عملی است مقابل خریدن شاید شما بگوید خب که چه ؟ این را که می دانیم. اما لازم است به این نکته مهم توجه کنیم که اساسا ما چرا یک کالا یا خدمت را می خریم؟

  • فکر کنیم به اینکه وقتی می خواهیم یک کالا یا خدمت را بخریم چه انتظاراتی داریم؟ دوست داریم چه اتفاقاتی برایمان بیوفتد؟
  • چه نوع نیازهایی از ما برآورده می شود؟
  • در لحظه مواجه با یک کالا یا خدمت چه احساسی داریم یا بهتر است بگویم دوست داریم چه احساسی را تجربه کنیم؟
  • اصلا چرا می خریم چرا همه چیز را خودمان نمی سازیم؟ بسیاری از ما شاید بارها و بارها خرید کرده ایم و در ناخودآگاهمان بسیاری از این سوالات را پاسخ داده ایم. اما چقدر آگاهانه و با نگرش تحلیلی به این سوال ها فکر کرده و پاسخ داده ایم؟

حال می خواهیم به یک بینش مشترک و البته عمیق از موضوع فروش برسیم

برای رسیدن به این درک عمیق لازم است به تک تک سوالات فکر کنیم و پاسخ دهیم.  به دلیل تجربه زیسته متفاوت تمام خوانندگان این مقاله، این انتظار که به جواب های کاملا یکسانی برسیم، انتظاری غیر معقول جلوه می کند. اما قطعا نقاط مشترک بسیاری در پاسخ های همه ما وجود دارد که با توجه به پرسش هایی که در مسیر نگارش این مقاله از افرادی با تجربه های مختلف انجام دادیم می خواهیم به این نکات مشترک اشاره کنیم. قطعا نکاتی هم هست که ممکن است از قلم افتاده باشد که از شما تقاضا داریم با ما به اشتراک بگذارید.

چرا یک کالا یا خدمت را می خریم؟

چون به آن نیاز داریم. چون جزئی از زندگیمان به آن وابسته است. ممکن است برای بقا یا توسعه خودمان به آن نیاز داشته باشیم.

چه انتظاراتی داریم وقتی می خواهیم یک کالا  را بخریم؟

کیفیتش مناسب باشد، قیمت آن به نسبت کیفیتش ارزنده باشد، زیبا باشد، با دوام باشد، سریع و راحت بتوانیم بخریم، حق انتخاب از گزینه های مختلف داشته باشیم مثلا رنگ ها و طرح های مختلف، خدمات پس از فروش داشته باشد اگر خراب شد چه ؟ سریع و راحت به دستمان برسد، بسته بندی خوبی داشته باشد و ….

دوست داریم چه اتفاقی برایمان بیوفتد؟

 دوست داریم وقتی چیزی را می خریم هم نیازمان را برطرف کند هم دیگران با دیدن این خرید ما را تحسین کنند، دوست داریم کالا یا خدمتی را بخریم که بعد از خرید نگران دردسرهایش نباشیم. اگر به مشکلی بر خوردیم پاسخ سریع، با روی باز، احترام و رویکرد حل مشکلمان دریافت کنیم.

علاقمندیم در مراجعه بعدی که برای خرید به آنجا می رویم ما را بشناسند و احساس احترام توأم با صمیمیت و راحتی دریافت کنیم. دوست داریم با صداقت تمام کالا یا خدمتشان را به ما معرفی کنند و بفروشند چون از شنیدن دروغ بیزاریم.نمی خواهیم فکر کنند می توانند سر ما را کلاه بگذارند. دوست داریم اگر می پرسند برای این خرید تا چقدر می خواهید پول پرداخت کنید نگران اینکه مبلغ واقعی مد نظرمان را به ایشان بگوییم یا نه نباشیم.

چه نوع نیازهایی از ما برآورده می شود؟

بقا، سلامتی، آرامش، امنیت، تفریح، سرگرمی، محبت، زیبایی، جذابیت، سیری، مقبولیت اجتماعی، تدبیر داشتن، هوشمند بودن و بسیاری نیازهای دیگر .

چرا اصلا می خریم و خودمان تولید نمی کنیم یا نمی سازیم؟

چون ما که همه چیز دان نیستیم، تخصص در همه زمینه ها نداریم، چه کاری است عمرمان را تلف کنیم که مثلا برویم و ساختن یک اجاق گاز را یاد بگیریم و بسازیم، وسایل لازم برای ساختش را از کجا تهیه کنیم؟ اگر ساختیم و بدردمان نخورد چه ؟ این زمان را می گذاریم برای کاری که دوستش داریم مثلا دوست داریم بهترین نوازنده ویولن در دنیا باشیم چرا باید وقتمان را با ساختن این چیزها بگذرانیم؟  کی وقت برای خانواده داشته باشیم؟ کی با فرزندانمان وقت بگذرانیم؟دوستانمان را کی ببینیم ؟ برای آموزش خودمان چقدر وقت اختصاص دهیم؟ کارمان را چطور توسعه بدهیم؟ و ….

با تمام توضیحاتی که داده شد آیا فروش جز اینست که خودمان را جای مشتریان بگذاریم و با درک درستی از همه ی این نیازها، خواسته ها، تمایلات و ارزش ها محصول یا خدمات خودمان را به دور از هر گونه ناراستی و با صداقت تمام به ایشان ارائه دهیم.

رعایت هر یک از نکات و نیازهای مشتریان ما نیازمند یک سیستم است که با استقرار آن از اجرای درست فرآیند فروشی که این ارزش ها را درون خود به طور کامل جای دهد، اطمینان حاصل کنیم.

جمع بندی

اگر رویکرد و مفهوم واقعی فروختن را درک کرده باشیم مهارت سیستم سازی فروش را هم بیاموزیم یا از متخصصین این حوزه کمک بگیریم قطعا قادر خواهم بود فروشمان با ارائه ارزش هایی انسانی چند برابر کنیم. اما بدون درک صحیح از این رویکرد و بینش برند معتبر و پایایی را ایجاد نخواهیم کرد. شما فروش را چگونه می بینید؟ خوشحال خواهیم شد اگر بینش خود را با ما به اشتراک بگذارید.